تبليغاتX
آشنا یا غریبه

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من روزت مبارک باد

ولادت با سعادت با نوی بزرگ اسلام، حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهراء (س)، روز مادر و روز زن مبارک باد.

+ نوشته شده در  ساعت 13:1  توسط جلیل  | 

قسمتی از وصیت نامه شهید یغمایی

 

 

همكاران فرهنگي در صورتي موفقند كه عشق به خدا و اسلام را

 

 

امام وار بر زندگي شان حاكم نمايند و آگاه باشند كه :

 

 

تنها راه نجات اطاعت از امام است

+ نوشته شده در  ساعت 13:17  توسط جلیل  | 

سلام

بازم دوست گرامی جناب مهندس بی تقصیر خواستن در یک بازی دیگه شرکت کنم ." بايد به اين سوال پاسخ دهي كه :كدام پنج نفر را اگر در خيابان ببيني مراسم بغل و ماچ و بوس را به عمل مي‌آوري"

 

این روزا بیشتراز همیشه منتظرم . با دیدن مادرم . این حس تشدید میشه. آخه اون همیشه منتظره . یعنی هنوزم باورش اینه که شاید یه مرتبه در باز بشه و اون وارد خانه بشه . آخه فاصله رفتنش با آوردنش 10 سال طول کشید (62 تا 72) . چیزی که آوردن  ؛ بیشتر ازیک مشت استخون نبود . پس مادرم حق داره منتظر باشه و من  . همین حالا که دارم اینو می نویسم بغض گلومو گرفته واشک تو...  من به این باور رسیدم که اونو باید ببینم . . اون کسی نیست جز علی . برادر شهیدم . اگه ببینمش به پاش می افتم و پاشو می بوسم و بعد ازش میخوام که اونم به سر من دست بکشه . تا مثل قدیما آروم بشم و فارغ از همه چیز. ....

 

یکی دیگه از اونایی که خیلی دلم می خواد ببینمش   آقای شهابیانه . بین بچه ها مشهور بود به هادی آقا . مدت زیادی را باهم گذروندیم  . یادمه تو موقعیت شهید شاکری اومد دنبالم  وگفت : جلیل بیا بشین کمی صحبت کن تا بعد از اینکه شهید شدی به بچه ها بگم  چی میگفتی . کلی خنیدیم بعد بهش گفتم : باشه این کار تو واین حرفاتو بعداز شهادت به بچه ها میگم . اونم باید ببینم  چون همیشه با منه .... اگه ببینمش...

 

نفر سوم کسی نیست  جز علی بیطرفان  اهل  قمه . بسیار انسان . با گذشت.شوخ .  هنرمند . هر چی بگم کم گفتم .

 

نفر چهارم علی سلطانی اهل زرند کرمانه . بسیار شوخ . سرزنده  . مودب . هنرمند و....

 

 پنجم  خیل دوستانی هستند که اگرچه اونا رو می بینم  ولی بازم این حس رو نسبت به اونا دارم و ...

+ نوشته شده در  ساعت 11:52  توسط جلیل  | 

مشغول پاکسازی میادین مین به جای مانده از دشمن زبون بودیم. بعضی از مین ها منفجر شده بودند. بعضی ها هم به خاطر بارندگی و مسائل مختلف، دچار مشکل بودند و یا جا بجا شده بودند. بعضی جاها، مین ها بیشتر از حد معمول در خاک فرو رفته بودند و پیدا کردنشان دل و حوصله می خواست. با فرمانده مشغول باز دید از چگونگی کار ما بود. علی آقا طبق معمول، با دقت بی نظیرش، مین های مختلف را شناسایی و خنثی می کرد. مسیر پاکسازی شده توسط وی، از سوی فرمانده به عنوان الگوی کار ما معرفی شد. فرمانده گفت:
من حاضرم چشم بسته توی مسیری که علی آقا پاک سازی کرده، راه بروم.
علی آقا معتقد بود، باید با دقت کار کنیم. مبادا بر اثر سهل انگاری ما اتفاقی برای آیندگان بیفتد.                         

همیشه از ما می خواست دعا کنیم. آن گونه که می خواهد، شهید شود. او تعبیر امام صادق را به کار می برد؛ آن جا که حضرت می فرماید: آفتابی که در بیابان بر بدن شهید بتابد، مانند آب سردی است که تشنه ای در کویر و در گرمای بیابان بنوشد.
آن گاه که علی به آرزوی دیرینه اش دست یافت، با همین کیفیت، سالیان متمادی بدن شریفش در گرمای بیابانهای فکه در معرض تابش اشعه ی خورشید قرار گرفت.
                                                                                                از زبان: جناب آقای  علی عرب

+ نوشته شده در  ساعت 12:31  توسط جلیل  | 

هان ای شهیدان

سوسو زنان به هر سو، چشم دوختم تا نوري از وجودتان را دريابم تا چشمانم بيدار شود

كجا رفته ايد؟! خوبان خدادوست كجا رفته ايد؟!

کجایید غريبان شهرکه روزها و شب ها فرازها را «صابر» بوديد و «نشيب»ها را شاکر .

زمزمه دعايتان با نغمه قران و توسل آميخته بود

و سنگرهاتان پر بود از بوي باران، بوي سبزه.

به جستجوي شما آمده ام حماسه سازان حماسه سرخ جبهه ها .

این روزها كمتر كسي از روزهاي خوب شما مي گويد

از سكوت شب سنگرها، از درد دلهاي شبانه.

كمتر كسي قصه هاي عاشقانه و صادقانه تان را مي گويد

كمتر از نگاه پرعاطفه و حرف هاي عاشقانه مي گويند

كمتر لحظه هاي سبز شمارا روايت مي كنند كمتر زمزمه حديث سفرهاي غريبانه را مي شنویم

 

                                                                                         کاروان عشق 

+ نوشته شده در  ساعت 12:28  توسط جلیل  | 
اعتقاد عجیبی به لزوم اطاعت از مافوق داشت. در گروه تخریب، این روحیه او زبانزد همه بود. بارها علی رغم جایگاهی که داشت، به عنوان راننده انجام وظیفه می کرد. یکبار باید نیروها را به جایی منتقل می کردیم. به ایشان گفتم:
از سرعت چهل پنجاه کیلومتر بیشتر نرو.
چشم !
و حرکت کرد. مدتی گذشت. در حال رانندگی مشغول ذکر گفتن بود. نگاهم به عقربه ی کیلومتر شمار افتاد. دقت کردم دیدم تا مقصد، سرعت ماشین بیشتر نشد.

از زبان :جنابآقای فداکار

+ نوشته شده در  ساعت 12:22  توسط جلیل  | 

چه گستاخی بزرگی است اگر بر رد پاهای مقدس‌ات در خیابان‌ها تعدی کنم. اینجا همه تو را می‌جویند، و تو هیچ نمی‌دانی اکنون آدمکانی چند شعله‌ی وجودشان را پل بسته‌اند به یادت.

 

 

                                                معلم شهید روزت مبارک باد

+ نوشته شده در  ساعت 18:37  توسط جلیل  | 
من از اين فاصله ها سخت دلگيرم
بي تو اينجا چه غريبانه شبي مي ميرم

دير سالي ست که مي خواهم از اينجا بروم

ولي انگار که با قلب زمين زنجيرم

مثل اين است که من با همه هق هق خود

روي سجاده احساس تو جان مي گيرم

نگارhttp://www.negarhossini.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت 9:57  توسط جلیل  | 

                                                  در بهار آزادی  جای  شهدا  خالی

 

 

  يا مقلب القلوب والابصار
                   يا مدبر الليل والنهار
                              يا محول الحول والاحوال
                                            حول حالنا الي احسن الحال

 از خداوند متعا ل براي همه شما آرزوي سالي پر اميد و حالي نيكو مسئلت دارم

+ نوشته شده در  ساعت 13:22  توسط جلیل  | 

اول اینکه گاهی سوء ظن به صورت غیر ارادی و زودگذر به سراغ انسان می آید این سوء ظن گناه ندارد چون عمدی نبوده اما اگر سوء ظن عمدی یعنی با اختیار باشد گناه محسوب می شود .

برای درک مطلب مثلا اگر کسی بی اختیار نگاهش به نامحرم بیفتد گناهکار نیست اما اگر به این نگاه ادامه دهد گناهکار است زیرا ادامه نگاه در اختیارش بوده است . از این رو امام صادق (ع) می فرمایند : « نگاه اول به سود تو است و نگاه دوم به زیان تو است نه به سود تو و در نگاه سوم هلاک تو است . »

 

دوم این که ترتیب اثر دادن به سوء ظن به دو گونه است :

 

1- ترتیب اثر قلبی

مرحوم شهید ثانی در این باره می فرماید : همانگونه که بدگویی پشت سر انسان مومن حرام است و کسی حق ندارد در غیاب دیگری بدگویی کند و بدیهای او را برای دیگران بازگو نماید ، سوء ظن به آن نیز جایز نیست . { آنگاه می فرماید :} مقصود از سوء ظن عقد قلب است ، به این معنی که انسان آنچه که در ذهنش وترد شده است را بپذیرد و به آن معتقد باشد و گناه وی را قطعی بداند با اینکه در واقع برای او ثابت نشده است و تنها به صرف سوء ظن او را محکوم کند و آبروی او را در میان مردم ببرد . این سوئ ظن گناه دارد و حرام است اما خاطره ها و افکار زودگذر را خداوند می بخشد .

سپس می فرماید : « .... و به این جهت است که در شرع مقدس اسلام آمده است اگر از دهان کسی بوی شراب به مشام انسان برسد حق ندارد بگوید شراب خورده است و نمی تواند حد شرابخواری بر او جاری کند . چه بسا احتمال می رود شراب را مزمزه کرده و نخورده باشد ، یا کس دیگری به زور در دهانش ریخته باشد و این بعید به نظر نمی رسد . به هر حال ، این فکر مجوزی برای سوء ظن نسبت به برادر مسلمان نمی شود و انسان نمی تواند به این گونه گمانها ترتیب اثر بدهد . »

 

2- ترتیب اثر عملی

عبارتست از اینکه انسان گمان خود را به عنوان یک واقعیت مسلم تلقی کرده و آثار واقع را بر آن بار کند . مثلا ظن خود را به صورت یک خبر قطعی بازگو نمیاد و دیگران را صرف گمان ، متهم و محکوم سازد . بدیهی است نتیجه این گونه برخورد جز تهمت و غیبت و هتک آبرو و تضییع حقوق افراد جامعه چیزی دیگری نمی تواند باشد .

رسول خدا فرمودند : « خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را محترم شمرده و سوء ظن به مسلمانان را تحریم فرموده است . »

 http://tamrineakhlagh.blogfa.com/post-27.aspx

 

توقعات را کم کنیم ، سالم زندگی کنیم . درست بیندیشیم ؛ تا سوء ظن و تهمت از زندگی

 ما رخت بر بندد. خدایا خودت کمکمان کن .

 یا علی

+ نوشته شده در  ساعت 10:4  توسط جلیل  | 

 

سلام بر حسین و اربیعنش

 و سلام بر حسین ویارانش

و سلام بر حسین و پیروانش

اربیعین سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)

 

 بر تمامی دوستدارانش تسلیت باد

+ نوشته شده در  ساعت 9:10  توسط جلیل  | 

امام حسين «ع»:

 

هر كس گره از كار مسلماني بگشايد خداوند در دنيا و آخرت گره

 

 از كارش خواهد گشود.

+ نوشته شده در  ساعت 9:36  توسط جلیل  | 

امام حسين «ع»:


همانا زندگي چيزي جز عقيده و جهاد نيست.

+ نوشته شده در  ساعت 9:14  توسط جلیل  | 

                                                                              

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله

 

وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ

 

 عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ

 

وَبَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ

 

اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم

 

اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین

 

وَعَلی اَصحابِ الحُسَین

+ نوشته شده در  ساعت 10:54  توسط جلیل  | 

                                                                                                                                                          کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

محرم، شعر شتاب و پرواز  

محرم آخرين ايستگاه عروج عشق و جانبازي است. آخرين ايستگاهي كه مي‌شود قرآن ناطق و مصور را ديد. زيباترين شعر سپيدي كه محرم نام دارد ‌و ‌آهنگ كلام زينب با وقارترين آرايه‌اش و حسين تلميحي از ابراهيم است و كربلا مكه‌اي ديگر. حسين(ع) كعبه دل بنا مي‌كند و زمزم مهر مي‌جوشد از آسمان نگاهش، ابراهيم، اسماعيل هديه مي‌دهد به قربانگاه و حسين(ع) كارواني از عشق را تقديم كربلا مي‌كند. كربلايي كه به آغوش مي‌كشد وسيع‌ترين آسمان دل را. حج را معناي اكبر مي‌بخشد در صحنه نبرد كربلا.
كربلايي كه از وجود حسين گشت پر وفا و گشت زيارتگاه چشم‌هايي كه طواف عشق همه وجودشان هست. هر بار كه دل به تماشاي قرباني نرگس‌هاي زهرا مي‌رود، در خيال هيچ قلمي نمي‌گنجد.
ترسيم شهادت و اسارت گل‌هاي هستي زهرا. كوفه غم‌زده از اين داغ و فرات تشنه از ننوشيدن يك جرعه بزرگي از لبان كوير عباس. بزرگ‌ترين قهرمان شهادت طفلي است كه برندگي تيرها را ترجيح مي‌دهد به آغوش پر مهر مادرش.
حسين چه زيبا و عجيب دلي دارد، اكبرش را سيراب شمشيرها و اصغرش را در آغوش نيزه‌ها مي‌بيند؛ دستان عباسش را در اوج پرواز غرق نيزه‌ها و زخم‌ها مي‌بوسد؛ ‌نگران و مضطرب زينب در كوفه و شام است،‌ اما عاشقانه مي‌تازد و مجذوب دعوتي است كه خدا برايش وحي نموده است.
كربلا ايستگاه پر حادثه است و محرم شعر شتاب و پرواز؛ و حسين و شيفته بودنش برترين سوژه براي عاشق بودن و عاشق شدن. محكم‌ترين پيوندي كه هيچ معادله كيميايي و خويشاوندي قادر به تجزيه آن نشد. حسين برترين ندايي كه در هر فركانس صوتي بازتاب نمود و هيچ سلاحي محدودش نساخت و در گوش زمان بارها تكرار گرديد.
محرم تازه‌ترين شعري كه هر سال تاريخ سر سرودنش تجديد مي‌شود. شقايق‌هايش هر سال بي‌تاب‌تر و مجنون‌تر شيدايي مي‌كنند و هواي آسمانش غرق باران مهر حسين است.
محرم قشنگ‌ترين فصل است،‌ براي بودن و سرودن، براي آزاد زيستن.
محرم كلبه دلتنگ‌ترين دل‌هايي است كه جز حسين و مهرش هيچ ندارند.
                                                                          

www.rahenejatdaily.com 

+ نوشته شده در  ساعت 9:33  توسط جلیل  |